تبليغاتX
زیرنویس

زیرنویس

شعر و نوشته های روح اله محمدی قیری

"زوزه "

هر وقت پلنگی در آستانه ی شکار

خیز می گیرد،

تنها شکار را دریاب.

گرسنگی پلنگ را

گوزن ها ی ماده تامین می کنند.

هر وقت

پلنگی در آستانه ی مرگ قرار می گیرد

تنها پلنگ را دریاب.

هر وقت علف های سبز در آستانه ی جویدن قرار می گیرند

گرسنگی بزهای کوهی را ...

مرگ بزهای کوهی ....

مادرم می گفت : شغال ها صبح زود مرگ انسان را زوزه می کشند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط روح اله محمدی قیری  | 

" کلاه "

کمی آن طرف تر بخواب   ارنستو

تن اَت  بوی کار  در  مزرعه ی  نی شکر  می دهد.

بوی  گند ِ سیگار ِ برگ اَت

تهوع آور است.

ریش ها ی زبر اَت

بازو هایم را زخمی کرد.

 

راستی کلاه اَت را به من بده

می خواهم  ژست  چه گوارا  بگیرم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط روح اله محمدی قیری  |