" کلاه "
کمی آن طرف تر بخواب ارنستو
تن اَت بوی کار در مزرعه ی نی شکر می دهد.
بوی گند ِ سیگار ِ برگ اَت
تهوع آور است.
ریش ها ی زبر اَت
بازو هایم را زخمی کرد.
راستی کلاه اَت را به من بده
می خواهم ژست چه گوارا بگیرم.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط روح اله محمدی قیری
|
