تبليغاتX
زیرنویس -

زیرنویس

شعر و نوشته های روح اله محمدی قیری

شرایط روز های اخیر و بغض هایی که توی گلویم مانده است، باعث شده سرد شوم. باد سردی توی سرم   می وزد. دل تنگ ام. ترجیح می دهم با قرص های قوی در بی تفاوتی به سر ببرم. البته این یک حس است. امید وارم زود گذر باشد. از تغییر مثبت در بیرون خبری نیست. باید کاری کنم درون خودم را به نوعی تغییر دهم. به فکر دکلمه کردن شعر و ساخت صدا افتاده ام. لذت می برم با این کار. چند تا فیلم دارم که باید ببینم. رمان هم خیلی کمک ام می کند.از مهسا محب علی رمانی به دست ام رسیده . باید به کتابفروشی بروم و داستان های برعکس لیلا صادقی را گیر بیاورم. خیلی دل ام می خواست به جلسه ی رونمایی از کتاب صادقی بروم. دوست ام در ترکیه سر می برد. قرار بود با هم برویم. تنها نمی توانم بروم. حس بدی دارم. مثل یک پاک باخته ی نود ساله شده ام که فکری برای بلند شدن از خاک نمی کند. اما من سی سال ام است نه نود سال.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط روح اله محمدی قیری  |